محمد طاهای عزیزممحمد طاهای عزیزم، تا این لحظه: 15 سال و 29 روز سن داره
زندگی شیرین مازندگی شیرین ما، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 28 روز سن داره

محمدطاهای ناز نازی

سفر سه روزه ما به نراق

سلام به عشـــــــــــــــــــــق مامان و بازم یه سلام گرم و بهاری به دوردونه خونه ما اومیدوارم همیشه خوش و سلامت باشی و روزهای خوبی رو داشته باشی بدون که خوشی تو یکی از آرزوهای منه و هر کاری برای اینکه شاد باشی انجام میدم حتی اگه بخوام از تموم خواسته های خودم بگذرم امروز میخوام از تعطیلاتی که پشت سر گذاشتیم برات بگم تعطیلاتی که بهمون خیلی خوش گذشت و عالی بود از چند روز قبل تعطیلات باباامیر پیشنهاد داد که بریم به یه مسافرت ، من هم چون عید نشد جایی بریم از در خواست بابا استقبال کردو پیشنهاد دادم که بریم به شهر نراق (یکی از شهرهای استان مرکزی) آخه عزیز دلم ما اونجا یه دوست خانوادگی داریم که چند باری اومد...
20 خرداد 1394

روزهای با تو بودن (نیمه اول خرداد)

برای پسرم مینویسم: مرد کوچک من مادر فدای قد وبالایت خوب به حرفهای مادر گوش کن حرفهایم شاید تلخ و سنگین است اما باید از همین بچگیت برایت بگویم تا در آینده آماده باشی برای مرد شدن ... تو قرار است مرد خوبی شوی مرد خوب بودن کار سختیست اینکه قوی باشی اما مهربان صدایت پر جذبه باشد اما نه بلند اینکه باید گلیم خودت را از آب بکشی بیرون و مهمتر اینکه باید تکیه گاهی باشی عزیز دل مادر تکیه گاه بودن سخت ترین قسمت مردانگیست اول از همه باید تکیه گاه خوبی برای خودت باشی و بعد عشقت عشق چیز عجیبی نیست حسیست مثل موقع هایی که صدایم میکنی:" مادر"  من میگویم : " جان مادر" ...
11 خرداد 1394

گردش های اردیبهشتی ما

زندگی مانند امواج یک طوفان است گاهی تورا به ساحل میرساند گاهی به اعماق میبرد آنچه از تو یک انسان میسازد این است که بدانی : چگونه با طوفان رفتار کنی و بتوانی به طوفان بگویی تو تمام تلاشت را بکن من هم تمام تلاشم را میکنم تا به اعماق آرزوهایم برسم ومن هم بعنوان یک مادر پشتت خواهم بود عزیزترینم سلام به پسر نازم و همه دوستان گلم این دفعه اومدم از گردشهای که تو این ماه رفتیم برات بنویسم عزیزم ادامه مطلب رو هم ببین روزی که با عمه حدیث و عمو حامد و خونواده عمو امین رفتیم رستم آباد یه جای خیلی خیلی باصفا و خنک کلی هم بهمون خوش گذشت اینم از عکس تو بابا امیر که تورو بجای...
2 خرداد 1394

روزهای اردیبهشتی پسر ناز ما

یه سلام گرم بهاری به روی مثل ماه یکی یدونه خودم ، پسر گلم  و دوستای عزیزم روزهای بهاری هم تند وتند داره میگذره ما هم مثل همیشه از بودن در کنارت لذت میبریم و سرشار از انرژی میشیم میدونم خیلی دیر اومدم تا برات از زندگی شیرینت بگم ولی بدون مامان جونم خیلی تو این مدت سرم شلوغ بود طوری که حتی وقت نمیکردم برای چند دقیقه ای پشت کامپیوتر بشینمو به نظرات جواب بدم (همینجا هم میخوام ازدوستهای وبلاگیمون یه عذرخواهی بزرگ بکنم که تواین مدت نتونستم بهشون سر بزنم ) تو این ماه سرمون خیلی شلوغ بود ، اول از همه اینکه مامانی (مامان خوب خودم ) چشمشو عمل کرد ماهم چند وقتی رو خونشون موندیم تا خدارو شکر حالش بهتر شد تو اون ...
29 ارديبهشت 1394

عشق های زندگی من روزتون مبارک ♥

دلم میخواهد به بعضی ها بگویم باش حتی اگر من نباشم .... پدر یکی از آنهاست من نبودم وتو بودی بود شدم وتو تمام بودنت را به پایم ریختی حالا سالهاست که با بودنت زندگی میکنم هر روز ، هر لحظه ، هر آن و دم به دم هستی ... ببخش که گاهی آنقدر هستی که نمی بینمت ببخش تمام کارها و هر آنچه که آزارت داد دستانت را میبوسم که چراغ زندگیم بودی و هستی و خواهی بود ای کاش گذر زمان در دست من بود تا لحظه های شیرین با تو بودن را آنقدر طولانی میکرد که برای بی تو بودن وقتی نمیماند عاشقتونم ♥ پسر نازم و امیر عزیزم میدونم برای تبریک گفتم دیر شده ولی شما خو...
22 ارديبهشت 1394
2928 15 11 ادامه مطلب

روز مادر ، روز عشق ♥

سرای احمد امروز رشک طور است    زمین و آسمان غرق سرور است      نهد پا در جهان دخت محمد(ص)       به راهش ازجهان گلریز حور است        هر کجا احساسی ... دانه ی الماسی ... نم نم بارانی ... بارش لرزانی ... خیسی گونه ای سرخ ... در تمنای نگاهی آمیخت ... !!! تو بدان ، دست زنی در کار است ... شاهکار است این زن ... خالق هر غزل وشادی و عشق ... و خداوند به او می بالد ... که تمام شوقش ،عشق و احساسش را ... در وجود زن به عالم آموخت ...   روز زن و روز مادر رو به همه دو...
21 فروردين 1394

نوروز 94 ... سیزده بدر

سلام عشقم ، جیگرم ، نفسم و تو این پست میخوام از خاطره روز سیزده بدر البته با چند روز تاخیر برات بگم سیزده بدر امسال هوای شهرمون زیاد خوب نبود ، نه اینکه بارونی باشه ولی خیلی سرد بود آخی درست تا شب قبلش بارون اومده بود و همه جا مرطوب بود ما هم شب قبلش خونه بابا علی بودیم ، مامانی و باباعلی و بابا امیر همه تدارکارت روز سیزده بدر رو دیده بودن وقتی صبحش از خواب پاشدیم و وقتی دیدیم هوا سرده همگی با هم تصمیم گرفتیم بریم سر باغ باباعلی چون هم اونجا آلاچیق هستش که شما راحت بتونین توش بمومنین و سرما نخورین و هم اینکه شما اونجارو خیلی دوست داری وقتی فهمیدی که میخوای بریم اونجا خیلی ذوق کردی و خوشحال شدی البته ناگفته نمو...
20 فروردين 1394

نوروز 94 ... قصر بازی

آرزویم این است که دلت خوش باشد نرود لحظه ای از صورت ماهت لبخند نشود غصــــــــه دمی نزدیکـــــــــــت لحظه هـــــــایت همه زیبـــــــا باشند از خـــــدا میخواهـــــــــم که تـــــــو را سالم و خوشبخت بدارد همه عمــــر و نباشــــــــــی دلتنگـــــــــــــــ یه سلام گرم بهاری به تک گل زندگی ما همونطور که بهت گفته بودم تو این پست میخوام از روزی که بردیمت قصر بازی برات بگم روز هفتم عید بود که منو بابا امیر تصمیم گرفتیم ببریمت پارک قصر بازی وقتی شنیدی که میخوای بری اونجا خیلی خوشحال شدی کل اون روزو به امید اینکه میخوایم بریم اونجا شاد بودی وحالا بریم سراغ عکساش که خی...
16 فروردين 1394

نوروز 94

سلام به نفس خودم ، به شیرین زبون خونه ما پسر خوشکلم  نوروز 94 هم اومد ورفت از خدای بزرگ و مهربون میخوام که همیشه سلامت باشی و سال خوبی رو پیشه رو داشته باشی عزیز دل مامان سال 94 برای ما زیاد خوب شروع نشد، البته اصلا دوست ندارم ناراحتت کنم ولی ناراحتی هم جزی از زندگیه که شما پسر گل باید ازش خبر داشته باشی یه روز مونده به شروع سال دایی باباامیر فوت کرده ما رو هم خیلی ناراحت کرد همگی خیلی ناراحت شدیم و روز اول عید هم عموی باباآجی (شوهرخاله افشین) فوت کرد خلاصه تموم برنامه ریزی ما برای هفته اول عید بهم خورد دیگه نه عید دیدنی رفتیمو نه هم تونستیم بریم به مسافرتی که برنامه ریزی کرده بودیم هفته دوم عید چون ...
14 فروردين 1394